عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم
همان یک لحظه اول
که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ،
جهان را با همه زیبائی و زشتی ،
به روی یکدگر ، ویرانه میکردم .

|
عجب صبری خدا دارد !
+ نوشته شده توسط بهار در شنبه 1387/02/14 و ساعت
10:26 |
به من بياموز دوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند ... عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند... بگريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند...به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند... محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند...........
+ نوشته شده توسط بهار در جمعه 1386/12/17 و ساعت
15:26 |
تا خدا فاصله ای نیست، بیابا هم از پیچ و خم سبز گیاه، تا ته پنجره بالا برویم وببینیم خدا، پشت این پنجره ها
+ نوشته شده توسط بهار در سه شنبه 1386/12/07 و ساعت
21:12 |
خداوندا ! دستانم خالی اند و دلم غرق در آمال. یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن . الهي آمين
+ نوشته شده توسط بهار در چهارشنبه 1386/12/01 و ساعت
8:13 |
رمـز عاشق بودن انسانها 3 چيز بيش نيست: سـاده بودن، سـاده ديدن، سـاده پذيرفتن پـس: سـاده ميگوم، ساده ببین و سـاده بپذير کـه پروردگارا :
+ نوشته شده توسط بهار در چهارشنبه 1386/12/01 و ساعت
8:7 |
الهي: از هيچ همه چيز تواني و به هيچ چيز نماني ، هر گويد چنيني يا چناني تو آفريننده ي اين وآني .
********** + نوشته شده توسط بهار در چهارشنبه 1386/12/01 و ساعت
7:53 |
الهی: الهي در ذات خود متحيرم چه رسد در ذات تو الهي گرچه درويشم ولي دارا تر از من كيست كه تو دارايي مني؟... الهي روزم را چون شبم رو حاني گردان و شبم را چون روزم نوراني... الهي به سوي تو آمدم به حق خودت مرا به من باز مگردان.... الهي چون است كه چشيده ها خاموش اند و نچشيده ها در خروش... الهي گرگ را رام توان كرد با نفس سركش چه بايد كرد.. الهي تو پاك آفريدي و ما آلوده كرديم الهي اكنون به زحمتم از بيرون مي طلبيدم و اينك به رحمت از درون
مي جويم
الهي شيدايي جانان را با حور و غلمان چه كار...
الهي اين بنده از روي خود شرمنده است چگونه از تو شرمسار نباشد..
+ نوشته شده توسط بهار در یکشنبه 1386/11/28 و ساعت
22:2 |
دوست نازنینم: سعي کن يک مشت آب را در دست بفشارد. خواهي ديد که بسرعت ناپديد مي شود. اما اگر به آرامي دست ات را در همان آب رها کني مي بيني که با تمام وجود آب را حس مي کني
+ نوشته شده توسط بهار در یکشنبه 1386/11/28 و ساعت
20:57 |
گاهي اوقات تلاش تنها چيزيست که در زندگي نياز داريم. من قدرت خواستم و خدا مشکلاتي در سر راهم قرار داد تا قوي شوم. من دانايي خواستم و خدا به من مسايلي داد تا حل کنم. من سعادت و ترقي خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت ماهيچه داد تا کار کنم. من جرات خواستم و خدا موانعي سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم. من عشق خواستم و خدا افرادي به من نشان داد که نيازمند کمک بودند. من محبت خواستم و خدا به من فرصتهايي براي محبت داد. « من به هر چه که خواستم نرسيدم … بدون ترس زندگي کن، با همه مشکلات مبارزه کن و بدان که ميتواني بر تمام آنها غلبه کني.
+ نوشته شده توسط بهار در یکشنبه 1386/11/28 و ساعت
20:23 |
الهي خلوت دل خانه كيست حديث عاشقان افسانه كيست اگر گنجينه عشقت نباشد دل مهجور ما ويرانه كيست
+ نوشته شده توسط بهار در شنبه 1386/11/27 و ساعت
16:27 |
مي دوني اگه صخره و سنگ تو مسيره رودخانه ي زندگيت نباشه صداي آب اصلا قشنگ نيست؟
+ نوشته شده توسط بهار در شنبه 1386/11/27 و ساعت
14:20 |
خداوندا، به تو امیدوارم و به تو توکل کرده ام.به من جرأت بده تا قدرتمند شوم.می دانم کـه بـرای رو بـه رو شـدن بـا دغـدغـه هـــای زنـدگـی ام نـیاز بـه قـدرت و جرأت دارم و ازطـریق قـدرت تـو می توانم نرم تر از فرشته و قدرتمند تر از شیر باشم . . . + نوشته شده توسط بهار در شنبه 1386/11/27 و ساعت
10:29 |
بـا تمـام دل بخــوان : بـر خاک بخواب نازنين ، تختي نيست آواره شـدن ، حکايت سختـي نيست از پاکــي اشک هاي خــود فهميدم لبخنـد هميشه راز خـوشبختي نيست
+ نوشته شده توسط بهار در شنبه 1386/11/27 و ساعت
10:13 |
روزي خدا با لبخند به من گفت
ببينم دلت مي خواد براي مدتي دنيا رو تو بگردوني گفتم بله به امتحانش مي ارزه بعد پرسيدم محل كارم كجاست چقدر حقوق مي گيرم كي براي ناهار مي ريم بعد از ظهر كي مرخص مي شم خدا گفت اون گردونه رو بده به من اينطوري حتما كار دنيا رو به هم مي ريزي. شل سیلوراستاین
+ نوشته شده توسط بهار در شنبه 1386/11/27 و ساعت
10:13 |
|
|